نیایش و خانواده

نیایش و خانواده

محمد سعيد معزالدين

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرة الله التى فطر الناس علیها)

پس تو اى رسول( با همه پیروانت) حق گرایانه به سوی آیین پاک اسلام روی آور ، با همان فطرتی که خدا مردم را برآن سرشته است.

گرایش فطری به پرستش و معنویت

یکى از ابعاد مهم  روح آدمى ، پرستش است. انسان موجودى است خداخواه و خداجوى که ریشه در فطرت او دارد. همه موجودات جهان پرستنده و پرستشگرند.از نگاه قرآن نه تنها انسان، بلکه همه موجودات ثناگوى خدایند و در طریق محبت الهى در حرکتند. “و بعثهم فى سبیل محبته” آن گیاه که رشد مى کند، جز عشق او هیچ در سر ندارد، آن سنگ هم که با قوه جاذبه حرکت مى کند در واقع غیر از این که حق و ذات حق را جست وجو مى کند و محبت خدا در ذات اوست، چیز دیگرى نیست. قرآن مى فرماید:

 و ان من شیئ الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم)

     دانشمندان بزرگ جهان نیز به این بعد مهم روح انسانی توجه کرده و نیاز بشریت را به خداجویی وخداپرستی و دعا و نیایش تبیین کرده اند:

     دکتر الکسیس کارل (۳) در باره نیاز مبرم به خدا در زندگی می گوید:

     انسان همچنان که به آب و اکسیژن نیازمند است به خدا نیز محتاج است. (۴)

     و لامارتین (۵) وجود خدا را در درون انسان به داوری تشبیه کرده است که عادلانه بر گفتار و گرایش و رفتار انسان نظارت دارد و فرا تر از وجدان به قضاوت می نشیند:

     دلی که از خدا تهی باشد، همچون محکمه ای است که از قاضی تهی باشد. (۶)

     دیل کارنگی نیز تنها راه اعتماد به نفس واقعی را ایمان به خدا معرفی می کند :

     در مصائب بزرگ و هنگام دردهای جانگداز، بارها به تجربه رسیده است که انسان می تواند با ایمان به خدا ، اعتماد به نفس  پیدا کند  و به زندگی امیدوار شود. (۷)

     ودر جای دیگر، نقش نیایش و دعا را در زندگی بیان می کند و آن را پیوستن به نیروی پایان ناپذیری می داند که موجب همبستگی و یکپارچگی آفرینش است :

     وقتی که دعا می خوانیم, خود را به نیروی  پایان ناپذیری که تمام کائنات را به هم پیوسته است، متصّل و مربوط می کنیم. (۸)

     و الکسیس کارل بر پیوستگی نیایش تاکید می کند:

     نیایش ، بر روی صفات و خصائل انسانی اثر می گذارد. بنابراین نیایش را باید پیوسته انجام داد. (۹)

عوامل خداجویی و پرستش

     خداجویی و عشق به پرستش عوامل گوناگونی دارد که مهمترین آن وراثت و تربیت خانوادگی و محیط و نهادهای اجتماعی مانند مراکز تربیتی و علمی و آموزشی است.

وراثت

     متخصصان و صاحبنظران  علوم رفتارى بر این باورند که توارث و محیط، ویژگی های جسمانى و روانى انسان را شکل مى دهند. حتى در پیدایش و رشد رفتارهاى اعتقادى موثرند.

بسیارى از ویژگى هاى بدنى و روانى مانند قهر، ساختار استخوانى، رنگ مو و چشم، هوش و استعداد از طریق ارث کسب مى شوند.

اگر فرزند در محیطى پرورش یابد که هیچ گونه فسق و فجورى در آن نباشد، فاسد نمى شود.

اسلام به وراثت توجه خاص دارد. پیامبر اکرم(ص) می فرماید :

     کل مولد یولد على الفطره؛ هر کودکی بر فطرت پاک خدایى آفریده مى شود.

خانواده

     نخست لازم است تعریفی از خانواده ارایه دهیم.و سپس به نقش و جایگاه آن بپردازیم:

خانواده در تعریف دانشمندان

     دانشمندان علوم اسلامی، جامعه شناسی، جمعیت شناسی، روان شناسی و آموزش و پرورش، در زمینه جایگاه خانواده در اجتماع و شیوه‌های بررسی نقش‌های این نهاد اجتماعی، تعریف ویژه‌ای از خانواده به دست می دهند.

البته دانشمندان هر گروه نیز درباره تعریف خانواده، نظر یگانه ای ندارند.  برای نمونه، گروهی از جامعه شناسان آن را یک نهاد اجتماعی می‌نامند و عده‌ای دیگر، مینیاتوری از سازمان اجتماعی می‌شمارند. برخی از آن به عنوان پناه‌گاهی برای اعضا نام می‌برند و بعضی، آن را یک گروه اجتماعی می‌دانند(۱۰)

به هر حال هر تعریفی ازخانواده ارایه دهیم و خود را در بحث های نظری محصور کنیم، نمی توانیم جایگاه و نقش بنیادین خانواده را نادیده بگیریم.

خانواده نخستین آموزشگاه تربیتی و اخلاقی

     و أمر اهلک بالصّلاة و اصطبر علیها  (۱۱)

    و خاندانت را به برپایی نماز فراخوان  و در این امر پایداری و شکیبایی پیشه کن.

     کودکی که به دنیا می آید ، نخستین کسى که با او ارتباط پیوسته دارد ، مادر و سپس پدر و سایر اعضاى خانواده اند. گونه باورها و ملاک و معیارهاى اخلاقى و دینى از پدر و مادر به کودک منتقل مى شود.

خانواده، به عنوان اصلى ترین سازمان در نهادى و درونى شدن رفتارها براى کودک و نوجوان کمک مى نماید و اولین تجربیات زندگى را در اختیارش قرار مى دهد.

کودک دیدگاه های دینى و اعتقادى خانواده اش را مى پذیرد. ایمان دوره کودکى با همه پاکى و صفایش این کاستی را دارد که از آگاهى توأم با تجزیه و تحلیل سرچشمه نگرفته است. بلکه بیشتر جنبه انفعال و تاثیرپذیرى از محیط دارد و در حقیقت نوعى بازتاب است. با این وجود تکوین و پیدایش اعتقادات و دوام  آن بستگى به نوع  بینش و جهان بینى است که در خانواده وجود دارد.

سنگ بناى اولیه ایجاد رغبت و انگیزه در گرایش کودک به باورها و برخوردار شدن به ملاک اخلاقى از نامگذارى آغاز می شود و در طول فرایند رشد با تقلید، تقویت و تشویق ادامه یافته و از مرحله نوجوانى به بعد براساس خرد و اندیشه در ژرفای وجودانسان پرورش مى یابد.

در کانون خانواده است که گرایش دینی افراد تقویت می‌شود و خمیر مایه‌ شخصیت مذهبی در آنان تکوین می‌‌یابد و در همین مکان است که رغبت‌ها، احساسات خوشایند و ناخوشایند، رفتارهای متعادل و نامتعادل و نگرش‌ها و باورهای درست یا غلط منعقد می‌شود.

     امام علی (ع) میفرماید:

قلب نوجوان همچون زمینی خالی است، هربذری در آن افکنده شود میپذیرد. (۱۲

    بسیاری از رفتارها و گرایش های کودکان و نوجوان، مانند: گرایش به نماز و دیگرعبادات  و شرکت در کارهای خیر و اهمیّت دادن به وظایف و تکالیف دینی، غالباً متأثر از تجربه های خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. کودکان به شدت نیازمند و تشنه یادگیری هستند و نیاز به امنیت و آرامش خاطر و پیوستن به یک منبع قدرت و رحمت و عطوفت دارند.

آوای ملکوتی قرآن و نوای دلنشین ذکرهای نماز، حتی در دوران بارداری مادر موجب جنب و جوش و شکوفایی گرایش و احساسات دینی در کودک می‎شود.

آموزش نماز و پرورش روحیه مذهبی مناسب برای اقامه آن ابتدا از محیط خانه شروع می‌شود و خانواده نقشی مهم در انتقال فرهنگ نماز از خود بروز می‌دهد. آن‌چه درمورد فرزند در گرایش به نماز مهم است وجود انگیزه است و آن‌چه در تربیت و آموزش نماز اهمیت دارد رسوخ روح معنوی نماز به اعماق دل اوست نه تحمیل شکل و قالب به او.

زمانی آموزش نماز به توفیق می‌انجامد و قرین موفقیت می‌شود که با احساس خوشایندی همراه باشد، بدون تردید همه انسان‌ها به طور فطری استعداد و گرایش به نیایش دارند اما آن‌چه درباره کودکان و نوجوانان مهم است چگونگی روش‌های آموزش و نحوه انتقال این ارزش‌هاست.

آداب و عبادت‌های مذهبی چون پاسخی به عالی‌ترین نیازهای معنوی است اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی جوانان ارائه شود احساسی خوشایند در آنان بر می‌انگیزد و آنان را به راحتی جذب می‌کند، چرا که احساسات و عواطف مهمترین نقش را در تکوین، رشد و پرورش شخصیت جوان دارند.

یادگیری بیشتر رفتارها و گفتارهای کودکان و نوجوانان براساس مشاهداتی است که نسبت به اعمال والدین خود دارند و نیز احساسی که فضای ارتباطی خانواده در آن‌ها پدید می‌آورد دراین امر مؤثر است.

خانواده باید تلاش کند که آموخته‌ مذهبی کودکان با تجارب و احساسات خوشایندی شکل بگیرد و سعه‌ صدر، ابراز احساس خرسندی و روحیه‌ی رضایتمندی، گرایش به احساسات مذهبی را برای کودکان گوارا می‌سازد.

بر این اساس زیباترین و خوشایندترین حالات و اوقات کودکان و نوجوانان در خانواده زمانی است که پدر و مادر آماده اقامه نماز می‌شوند آن‌گاه که کودک همه شادی و نشاط را در چهره‌ برافروخته و شادمان اطرافیان خویش مشاهده می‌کند.

خانواده‌ها می‌توانند بسیاری از رفتارهای مطلوب و احساسات خوشایند دوست داشتنی خود را به طور غیر مستقیم در قالب ارزش‌ها و احکام دینی و از طریق بهره‌گیری از الگوهای رفتاری در وجود کودکان و نوجوانان تثبیت کنند.

فراهم کردن چنین فضایی به‌ ویژه اگر همراه با مشارکت فعال کودکان و نوجوانان و همسالان آنان باشد برایشان بسیار دل‌نشین و دل‌پذیراست و همین امر به تدریج گرایش به امور مذهبی و روحیه‌ اجتماعی را در آنان تقویت می‌کند.

می توان برای تعلیم نماز و تربیت روحیه‌ معنوی زمینه‌سازی کرد و همه جوانب و ابعاد گوناگون قضیه را در نظر گرفت و کوشید تا همه عوامل مهم دست‌اندرکار و تأثیرگذار از وحدت و هماهنگی لازم برخوردار باشند.

الگوپذیری

     در بررسى راه هاى جذب نوجوانان به نماز اولین مساله اى که به آن برمى خوریم زندگى اجتماعى دانش آموز در محیط خانواده، مدرسه، جامعه و همسالان و زندگى سیاسى او (درک مفاهیمى همچون مدیریت، حکومت و سیاست هاى اجتماعى) مى باشد. در این فرایند دانش آموز  در تعامل مستقیم با اطرافیان، خانواده، دوستان، مدیران حکومتى، تربیتى، معلم و مربى، مسجد و روحانیت، تحت تاثیر رفتارها و پیام هاى آنان است و منش هاى آنان را تحت نظر دارد و رفتارهاى تعبدى و اخلاقى ایشان را پى گیرى مى نماید.

شکل گیرى شخصیت معنوى و اجتماعى دانش آموز از همان ابتدا در خانواده و بعد در مدرسه و در مراتب بعدى از طریق دیگران صورت مى گیرد. بنابراین هر کدام از الگوهاى رفتارى مورد توجه دانش آموز است و تحت تاثیر آن رفتارها مى باشد.

یکایک ارزش هاى موجود در جامعه و خانواده چه در جنبه هاى مثبت و چه در جنبه هاى منفى، شخصیت نوجوان و جوان را پى ریزى نموده، در نگرش مثبت یا منفى او نسبت به محیط اطراف خود نقش مهمى را ایفا خواهد کرد.

تربیت و پرورش فرزندان سالم از حیث اعتقادى و منش هاى پسندیده در گرو توجه کافى به مسایل محیطى و رفتارى است. پدران و مادران، معلمان و مربیان، رسانه هاى جمعى و ارتباطى، صداوسیما، نقش تعیین کننده در ساختار ذهنى و باورهاى آنان دارد. چنانچه پدر و مادر در خانواده به نقش الگویى خود توجه داشته باشند و در تنظیم روابط خویش با فرزندان همت گمارند، و    پایبندی به اصول اخلاقى و انسانى و بالاخره مذهبى را پیشه خود سازند، بى تردید احساس خوب و ارزشمند، پایبندى به مسایل معنوى را به فرزندان خود تقدیم نموده اند.

همان میزانى که رفتارهای سنجیده، الگوها و مسوولان تربیتى در شکل گیرى شخصیت معنوى و سجایاى انسانى کودک و نوجوان موثر است، پدیدارى رفتارهاى متضاد با آرمان هاى اجتماعى، اخلاقى و مذهبى نیز در تخریب این شخصیت و هویت واقعى او موثر است.

هویت هر فرد برآیندى از هویت واقعیت، هویت آرمانى و هویت مورد انتظار است. به تعبیر ریاضى (هویت فرد = هویت واقعى و هویت مورد انتظار) هویت واقعى تصویر از خودى است که کودک و نوجوان از خویشتن واقعى خویش دارد. این تصویر از خود نیز تصویرى است که عمدتا   توسط والدین و مربیان به ترسیم درآمده است که مختص زمان گذشته است.

اما نقش والدین و مربیان به همین جا ختم نمى شود، بلکه این تلاش نظر به آینده اى دوخته است که براى ساختنش زمان، هزینه و انرژى بسیارى صرف شده است. این آینده و در نتیجه چگونه شدن را والدین و مربیان به نمایندگى از جامعه در معرض دید نوجوان و جوان قرار مى دهند که این همان هویت مورد انتظار است.

با توجه به این که «دوره بلوغ مقارن است با تأثیر روزافزون، جنبه انفعالى در روحیات و موارد گسترش سریع افق فکرى، نهادى شدن حیات درونى، فردى شدن رفتار، بیدارى جنسى، احساس استقلال، بحران هویت، کوشش براى هم شکلى و انجام کارهاى بزرگ، تلاش براى مورد قبول واقع شدن» لذا با درک چنین وضعیتى پدیدآوردن یک اندیشه سالم و درست در ذهن و روان نوجوان و جوان از طریق ارایه الگوهاى صحیح ضرورت نام دارد.

مى دانید که گاهى شخصیت ها محیط را تحت تأثیر قرار مى دهند و گاهى محیط است که بر انسان تأثیر مى گذارد. در هر حال شخصیت هاى مثبت یا منفى محیط ها و محیط هاى با شخصیت از عناصرى هستند که در شکل گیرى شخصیت  واقعى کودک و نوجوان عمل مى کنند.

از نگاه پژوهش های آماری

تاثیر والدین در گرایش به نماز

     یک تحقیق نشان مى دهد که ۴۸ درصد کل دانش آموزان نوجوان،اعتقاد والدین خود را به خداوند و عمل به دستورهای او را در جذب فرزندان به نماز مؤثر دانسته اند.

در یک تحقیق دیگر که از ۱۲۵ نفر دانش آموز یک مجتمع آموزشى پرسیده شده است، ۶۶ درصد از دانش آموزان پسر و ۷۷ درصد از دانش آموزان دختر علت نمازخوان شدن و یا ادامه آن را والدین خود ذکر کرده اند که این نشانگر نقش پراهمیت خانواده و الگو بودن آن براى نوجوان و جوان است. (۱۳)

تأثیر نماز بر سلامت جسمى،روانى نسل جوان

     پژوهشگران تأثیر نماز را بر روى سلامت جسمى ـ روانى بررسى کردند. در این پژوهش، پرسش نامه هایی درباره نماز و تأثیر آن در اختیار ۴۵ دانشجوى دختر و پسر با میانگین سنى ۲۰ سال قرار گرفت. نتایج نشان داد که تقریباً ۱۰۰%  نمازگزاران معتقد بودند که پس از انجام این فریضه الهى به حالت سکون و آرامش روحى مى رسند و سختى ها و تنگناهای زندگى را راحت تر تحمل کرده و نیروى مبارزه با مشکلات، امید و ایمان در آن ها تقویت مى گردد و در راه کسب فضایل و دورى از زشتی ها گام  برمى دارند و به طور کلى به دستورهای خداوند متعال که در جهت بهتر زندگى کردن انسان ارائه شده گردن مى نهند که به سلامت روانى و جسمى آدمى  می انجامد و سلامت اجتماعى او تأمین مى گردد.. (۱۴)

نماز و آرامش روحی

     نماز و یاد خدا به همان میزان که رابطه مثبت با آرامش روحی و روانی دارد و” دل ها با یاد خدا آرامش می گیرد”، به همان میزان نیز با افسردگی رابطه منفی دارد.
افسردگى اساسى یکى از اختلال های روانى شایع است که باعث ایجاد نابسامانى هاى زیادى در رفتار فرد مى شود. به نظر پژوهشگران ، نماز رابطه منفى با افسردگى اساسى دارد.

پژوهشی که بر روى دو گروه صد نفرى از بیماران مبتلا به افسردگى اساسى و افراد سالم انجام شد و نحوه به پادارى نماز در شش ماه پیش از ابتلا بررسى گردید، نشان داد که رابطه معنادار منفى میان نحوه به پادارى نماز و اختلال افسردگى اساسى وجود دارد. (۱۵)

نقش نماز در میزان شیوع اضطراب در دختران

     چهارصد دختر دانش آموز از نواحى سه گانه آموزش و پرورش یکی از مراکز استان ها،  پرسشنامه اضطراب و فرم تهیه شده را براى ارزیابى میزان پاى بندى به نماز را تکمیل نمودند. نتایج به دست آمده، حاکى از وجود رابطه منفى و معنادار میان نماز و اضطراب بود. یعنى افرادى  که دراقامه نماز نمره بالاترى دارند، از اضطراب کم ترى برخوردارند. همچنین از آنجا که ۸۵ درصد دانش آموزان مورد مطالعه، نقش پدر و مادر و تربیت مذهبى خانواده را در نگرش مثبت و عمل به نماز, مورد تأکید قرار داده اند, اهمیت کانون خانواده, نمود پیدا مى کند. (۱۶)

بسیاری از رفتارها و گرایش های کودکان و نوجوان، مانند: گرایش به نماز و دیگرعبادات  و شرکت در کارهای خیر و اهمیّت دادن به وظایف و تکالیف دینی، غالباً متأثر از تجربه های خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. کودکان به شدت نیازمند و تشنه یادگیری هستند و نیاز به امنیت و آرامش خاطر و پیوستن به یک منبع قدرت و رحمت و عطوفت دارند. آوای ملکوتی قرآن و نوای دلنشین ذکرهای نماز، حتی در دوران بارداری مادر موجب جنب و جوش و شکوفایی گرایش و احساسات دینی در کودک می‎شود. (۱۷)

ایجاد انگیزه یا تحمیل

     آموزش نماز و پرورش روحیه مذهبی مناسب برای اقامه آن، ابتدا از خانه شروع می‎شود و خانواده نقش مهمی در انتقال فرهنگ نماز از خود بروز می‎دهد. آنچه در مورد فرزند در گرایش به نماز مهم است، وجود انگیزه است، و آنچه در تربیت و آموزش نماز اهمیت دارد، رسوخ روح معنوی نماز به اعماق دل اوست، نه تحمیل فرم و قالب به او.

زمانی آموزش نماز به توفیق می‎انجامد و به موفقیت نایل می‎گردد که با احساس خوشایندی همراه باشد.

بدون تردید همه انسان ها به طور فطری استعداد و گرایش به نیایش دارند، اما آنچه که درباره کودکان و نوجوانان مهم است، چگونگی روش های آموزش و نحوه ارائه و انتقال این ارزش هاست.

آداب و عبادت های مذهبی چون پاسخی به عالی ترین نیازهای معنوی انسان است، اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی جوانان ارائه شود، احساس خوشایندی در آنان برمی انگیزد و آن را به راحتی جذب می‎کنند، چرا که احساسات و عواطف، مهمترین نقش را در تکوین و رشد و پرورش شخصیت جوان دارد.

بدیهی است زمانی که نوجوان در معرض یادگیری و آموزش احکام و عبادات قرار دارد، لازم است از قبل برای این موضوع زمینه سازی شود تا همراه با آموزش، احساس خوشایندی در او ایجاد گردد و به این ترتیب، نتیجه ای مطلوب به بار آورد. در این صورت، تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسان و طبیعی خواهد بود. کسب عادت ها و رفتارهای مذهبی پیش از آن که متأثر از اندرزها و سخنان والدین باشد، معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.

با بر انگیختن احساساتی خوشایند در حین انجام فرایض مذهبی در کودکان و نوجوانان، زمینه یادگیری رفتارها و احساسات مطلوب فراهم می‎گردد و این نیز به نوبه خود موجب تقویت انگیزه و گرایش به نیایش و ارتباط با پروردگار متعال می‎شود. یادگیری بیشتر رفتارها و گفتارهای کودکان و نوجوانان، بر اساس مشاهداتی است که نسبت به اعمال والدین دارند و احساسی که فضای ارتباطی خانواده در آن ها پدید می‎آورد. در کانون خانواده است که گرایش دینی افراد تقویت می شود و خمیر مایه شخصیت مذهبی در آنان تکوین می‎یابد. در همین مکان است که رغبت ها، احساسات خوشایند و ناخوشایند و رفتارهای متعادل و نا متعادل و نگرش ها و باورهای درست یا غلط منعقد می‎گردد.

پرورش فرزندان در نگاه پیشوایان     

 در جامعه اصیل اسلامی، خانواده در نگهداری، پرورش و آموزش فرزندان بزرگ‌ترین نقش را برعهده دارد. از دیدگاه اسلام، یکی از وظیفه‌های اصلی پدر و مادر، پرورش فرزندان بر پایه های درست اخلاقی است که اگر در انجام آن کوتاهی ورزند، با بازخواست الهی رو به ‌رو خواهند شد.

پیامبر اکرم(ص) میفرماید:

یلزم الوالدین من العقوق لولدهما ما یلزم الولد لهما من عقوقهما؛

اگر فرزندان به وظیفه خود در برابر پدر و مادر عمل نکنند، عاق والدین میشوند. اگر پدر و مادر نیز به وظیفه خود در برابر فرزندان عمل نکنند، عاق خواهند شد. (۱۸)

هر کودکی، دین و مذهب و باورهای بنیادین خود را نخستین بار در دامان خانواده فرا می‌گیرد و در آن‌جاست که با اصول و فروع و باید و نبایدهای آن آشنا می‌گردد.

به عنوان مثال، کودک مسلمان، نماز خواندن ، روزه گرفتن، حلال و حرام و واجب و مستحب خود را بیش از هر کس و هر جا از خانواده و درون آن فرا می‌گیرد و این وظیفه‌ای است که دین مقدس اسلام بر دوش خانواده نهاده است.

امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید:

     الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین؛

     کودک باید تا هفت سالگی بازی کند، آنگاه از هفت سالگی خواندن و نوشتن بیاموزد، سپس هفت سال نیز حلال و حرام خدا را یاد بگیرد. (۱۹)

همچنین در باره پرورش فرزندان و آموزش آداب و رفتار اجتماعی به آنان می‌فرماید:

     اَکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم؛

     فرزندانتان را گرامی بدارید و به آنان، آداب پسندیده بیاموزید.(۲۰)

     امام علی(علیه‌السلام) درباره تربیت فرزندان می‌فرماید:

     خیر ما ورث الآباء الابناء الادب؛

     بهترین ارثی که پدران و مادران میتوانند برای فرزندان خویش بر جای بگذارند، ادب و پرورش درست است. (۲۱)

     کانون خانواده نخستین و بهترین مدرسه رشد و کمال و شخصیت‏سازی است. اگر والدین یا مربیان خانواده، افراد مدیر، مسئول و کارآمدی باشند، به طور قطع محیط خانواده نیز سالم و آماده تعالی و رشد کودکان خواهد بود و اگر مسئول خانواده مسئولیت‏پذیر نباشد و بی‏قید و بند باشد امید زیادی به تربیت صحیح و اسلامی فرزندان نیست.

      در اهمیت توجه به فرزندان، علی علیه‏السلام در نامه‏ای خطاب به فرزند بزرگوارشان، امام حسن مجتبی علیه‏السلام می‏فرماید:

    اِنّما قَلْبُ الْحَدَثِ کالأَرْضِ الْخالِیَه ؛ ما اُلقی فیها مِنْ شَیءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرْتُکَ بِالأَدَبِ قَبْلَ اَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ قلب جوان مانند زمین خالی است؛ هر بذری در آن پاشیده شود می پذیرد؛ پس من در تعلیم و ادب تو پیش از آنکه قلبت سخت شود و عقل و فکرت به امور دیگر مشغول گردد، مبادرت ورزیدم.»

 

     پیش از این که دل کودکانه‏ات سخت شود و عقلت به اندیشه‏های دیگری سرگرم شود، به تربیت تو مبادرت کردم (وظیفه پدری را انجام دادم). (۲۲)

     این مسئولیت آن‏چنان سنگین است که پیشوایان معصوم( علیهم‏السلام) نیز از خدا یاری می‏جویند، به گونه‏ای که امام سجاد (ع) می‏فرماید:

       و اعنّی علی تربیتهم و تادیبهم و برّهم؛

     بار خدایا! مرا در تربیت و ادب و نیکوکاری فرزندانم یاری و مدد فرما. (۲۳)

آثار نماز در خانواده

هماهنگی و همدلی

از جمله عواملی که خانواده را پایدار ساخته و حیات آن را استمرار می بخشد، وجود انسجام در آن است، پس هر اندازه همسویی در آن بیشتر باشد و همدلی در آن قوت گیرد، خانواده منسجم تر خواهد بود. برای تحقق انسجام، خوب است نماز به جماعت برگزار شود. نماز جماعت فاصله ها را در خانواده از بین می برد و همه را در کنار یکدیگر قرار می دهد. پدر، مادر و فرزندان همه با هم رو به سوی قبله می نشینند که اولین خانه ای است که خداوند آن را برای مردم قرار داد.

زمانی که صدای مؤذن بلند می شود و چون به نام رسول خدا(ص) می رسد، همه بر آن حضرت و خانواده گرانقدر ایشان درود می فرستند و چون به پایان می رسد، همه با هم قیام می کنند و یک صدا تکبیر می گویند و به امام جماعت اقتدا می کنند و در این قامت و رکوع و سجده، هماهنگ و همدل و همسو عمل می کنند زیرا خداوند فرمود: نماز را برپای دارید. و با رکوع کنندگان رکوع کنید و از سجده گزاران باشید.

بدین ترتیب با رعایت ارکان نماز و توجه به پی در پی بودن  آن و با بیان ذکرها و تسبیحات آن، نماز را به پایان می رسانند و چون به راست و چپ می نگرند، جمال یکدیگر را هم در پی این عمل مستحبی می بینند و چون با یکدیگر مصافحه می کنند گرمای دستان صمیمی یکدیگر را لمس کرده و برای قبولی نماز یکدیگر، دعا می کنند و سپس به ذکر الهی پرداخته و تسبیح منسوب به حضرت زهرا (س) را که حاوی اذکار ارزشمند است، بیان می دارند و سپس برای شکرانه خدای سر بر سوی تربت حسین(ع) برده و پیشانی خود را بر آن قرار می دهند. و نماز این گونه به آستانه قبولی می رسد و بالا می رود.

اینک پرسش این است که آیا این همه اذکار الهی و افعال معنوی همسو و منسجم موجب انسجام خانواده نمی شود و سپس در اجتماعات گسترده تری مانند مساجد و مدارس و ادارات و سایر مکان ها با ملیت ها و مذاهب گوناگون موجب همبستگی نمی گردد؟ بدون تردید پاسخ مثبت است، چراکه آن ها دست خدا را به همراه خود خواهند داشت و اجتماع آن ها نیز حول محور حق است .

پس اجتماع حول محور حق که با نماز جماعت در خانواده متجلی می شود، نشاط برانگیز است و رضایت خالق را نیز به همراه دارد . نتیجه آن که همه با هم به سوی یک قبله، با اذکاری واحد و با افعالی مشابه، حول محور حق و با همدلی و همراهی با یکدیگر به عبادت خالقی یگانه می پردازند. این امر موجب انسجام معنوی خانواده می شود و انسجام معنوی خانواده، دوام و بقای آن را ضمانت می کند.

بهداشت روانی خانواده

از دیگر اموری که نماز در خانواده به تحقق آن کمک می کند، بهداشت جسمانی و روانی است. اینک سؤال این است که نماز چه نقشی در تأمین بهداشت جسمانی و روانی دارد و چگونه بعد جسمانی و روانی آدمی را سامان می بخشد در پاسخ باید گفت که تقرب به خداوند موجب امنیت خاطر آدمی است و نماز عامل نزدیکی و تقرب به پروردگار متعال است.

     از حضرت امام صادق(ع) از برترین چیزی که بندگان به واسطه آن به خدا تقرب می جویند، سؤال می کنند، حضرت می فرماید:

     پس از شناسایی خداوند، از این نماز مسأله برتری سراغ ندارم. آیا نمی بینی که بنده نیکوکار، عیسی بن مریم (ع) گفت که خداوند به من سفارش نماز را فرمود.

     علی (ع) هم در دعای کمیل می فرماید: نام و یاد خدا دوا و شفاست و برای هر دو بعد جسمانی و روانی نیز صادق است.

      پس سلامت روانی بر جسم آدمی تأثیرگذار است و سلامت جسمانی زمینه ساز سلامت روانی است و وقتی اعضای خانواده ای در هر دو بعد جسم و روان از سلامت برخوردار باشند، فضای خانواده نیز از سلامت برخوردار خواهد بود، چرا که نیازهای اساسی روانی همچون نیاز به امنیت و محبت و نیاز به تعلق به جمع و عزت نفس و خودشکوفایی تأمین می شود و در پرتو آن ها، فضای خانواده از سلامت و امنیت عاطفی برخوردار می گردد.

رشد و سعادت

     زمانی که انسان به فضیلت عبادت خدا دست می یابد و به شهوات خویش غلبه می کند، سیر تعالی را طی کرده است و مهم تر از آن، این است که او در مقام سخن گفتن با ذاتی بی همتا قرار گرفته و خالق آفرینش به آدمی چنین اذن و اجازه ای داده است و عطای چنین اذنی به انسان موجب اعتلای اوست. پس آن که بیشتر با خدا سخن گفته است و بخش بیشتری از عمر خود را با خدای تعالی سپری کرده و به ذکر او مشغول بوده است، از تعالی بیشتری برخوردار شده و به امکان بهتری برای دست یافتن به سعادت دسترسی پیدا کرده است. پس اگر اعضای خانواده ای به چنین امکانی دست یافته باشند، می توان گفت آن خانواده اعتلا یافته است.

گسترش فرهنگ دینی

     نماز ، خانواده را در گسترش فرهنگ دینی کمک می کند، زیرا نماز احکام خاص خود را دارد و نمازگزار باید بر مقدمات، واجبات، ارکان و مستحبات نماز واقف شود، تا بتواند این فریضه را به بهترین صورت برگزار کند. پس برای افزایش اطلاعات درباره نماز، پرسش هایی توسط فرزندان از والدین می شود. از سویی والدین نیز بر رفتار عبادی فرزندان خویش نظارت می کنند تا آنان را برای  برگزاری بهتر نماز یاری رسانند . لذا ضمن تشویق فرزندان، گاه خطاهای آنان را نیز تذکر می دهند و فرزند را برای کسب شناخت بیشتر نسبت به کیفیت نماز و مطلوب برگزار شدن آن مدد می رسانند .

بدین ترتیب فضای بحث و گفت و گو درباره نماز و نیز مسائل دیگر دینی آغاز می شود. بچه ها پرسش هایی درباره فلسفه نماز و ضرورت اقامه آن مطرح می کنند و اگر والدین پاسخ های غنی و مناسبی بدهند، فرهنگ نماز و نماز خواندن را گسترش داده اند. به طور مثال ممکن است که فرزند از والدین درباره اهمیت و جایگاه سجده در نماز سؤال کند، آن ها می توانند به سخنان پیشوایان در این باره اشاره کنند.

 الگوپذیری فرزندان از والدین

     والدین در خانواده در انجام عبادت نقشی الگویی دارند. اگر پدر و مادری در طریق حق گام بردارند و به عبادت خدا بپردازند، فرزندان نیز از والدین خویش الهام گرفته و آنان نیز معمولاً در همان طریق گام می نهند. پس بدین ترتیب مشی و روش انجام عبادت از سوی والدین در معرض دید فرزندان قرار می گیرد و یافته ها حکایت از آن دارد که در خانواده هایی که والدین نمازگزارند، فرزندان آن ها بیشتر به عبادت و نماز روی می آورند و اگر نماز نخوانند و در انجام عبادت کاهل باشند، فرزندان خویش را به کاهل بودن در نماز سوق می دهند. آنان باید از اسوه حسنه، یعنی پیامبر (ص) الهام بگیرند که به نماز می ایستاد. در مسجد، هم اهل بیت(ع) به ایشان اقتدا می کردند و هم دیگران.

عبادت های کودکان نیز از مشروعیت برخوردار است . خداوند درباره کودکان ، تکالیف را به نحو الزام (واجب یا حرام) نخواسته است، پس برای آنان واجبات چون مستحبات نخواهد بود و محرمات چون مکروهات. می توان گفت که احکام الهی تکلیفی درباره کودکان سه قسمت است: مستحبات (شامل واجبات و مستحبات)، مکروهات (شامل محرمات و مکروهات) و مباحات. پس اگر پدر و مادر الگویی از عبادت باشند و فرزندان از آن فرا گیرند، می توانند از کودکی اندوخته ای از مستحبات و معنویات را فراهم آورند. (۲۴)

جوانان، نیازهاو بایدها

     شماری از کارشناسان امورفرهنگی معتقدند که جوانان در روی آوردن به فریضه مهم نماز به عملکرد و رفتار الگوها توجه خاص دارند. آن ها می گویند که جوانان ذهن پرسشگری دارند و برای پرسش های گوناگون خود در زمینه های مختلفی ازجمله مسایل مذهبی به دنبال پاسخ قابل قبول هستند. به گفته بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان امور دینی و اجتماعی کشورمان، امروزه  مساجد بیشتر به صورت محلی برای عبادت سنین خاصی تبدیل شده و برنامه های فرهنگی و هنری آن در حاشیه و نامتناسب با نیازهای نسل جوان است.

دراین میان علل مختلفی از جمله عوامل خانوادگی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی درگرایش جوانان به نماز نقش دارد. بمباران اطلاعاتی و مسخ فردی و فرهنگی از سوی بیگانگان به یقین در بی توجهی نسل جوان کشورمان به فریضه نماز بی تأثیر نیست که دستاورد آن بی هویتی و دین ستیزی است.

دراجلاس سراسری نماز اعلام شده بود ۷۶ درصد دانش آموزان کشور به اقامه نماز جماعت گرایش دارند در حالی که نتایج تحقیقات و پژوهش های متعدد کارشناسان به نکته ای دیگر دراین باره اشاره می کند. شاید بتوان این رقم را این گونه تعدیل کرد که ۷۶ درصد دانش آموزان درنمازجماعت شرکت می کنند. درگفت و گوهایی که با برخی جوانان صورت گرفته ، آن ها نیز نظراتی دارند که مواردی از آن ها قابل دفاع است . بسیاری می گویند: برنامه ریزان برنامه های مساجد، بیشتر میانسالان و سالخوردگانی هستند که شاید کمتر با نیازهای و خواسته های جوانان و سیر تحولات اجتماع آشناهستند.

از عوامل بسیار موثری که در جذب جوانان به اسلام کارساز است ، تغییر درنوع و شیوه بیدارگری و دعوت جوانان به نماز می باشد. از آنجایی که محیط مدرسه جذابیت بیشتری برای نوجوانان و جوانان دارد، ابتدا باید نماز جماعت را در این محیط تقویت کرد و سپس با همان طراوت و نشاط به مسجد و سایر مراکز منتقل نمود. (۲۵)

منابع و مدارک

۱- سوره روم ، آیه ۳۰

۲-سوره اسراء، آیه ۴۴

۳-فیزیولوژیست فرانسوی

۴- معزالدین سعید، اعترافات دانشمندان به نقل از نیایش ، الکسیس کارل ، ص ۶۷ ، ترجمه شریعتی علی

۵-شاعر و نویسندة فرانسوی (۱۷۹۱ _ ۱۸۶۹)

۶- معزالدین سعید، اعترافات دانشمندان به نقل از تفکر مذهبی, سید محمد باقر نجفی, چاپ تهران ۳۹۶ ه . ق. ص ۲۰۰

۷- معزالدین سعید، اعترافات دانشمندان به نقل از آیین کامیابی، دیل کارنگی ، ترجمه علی اکبر کسمایی ص ۵۲

۸- معزالدین سعید، اعترافات دانشمندان به نقل از آیین زندگی ، دیل کارنگی ، ص۱۵۶

۹-  معزالدین سعید، اعترافات دانشمندان به نقل از نیایش، الکسیس کارل  ترجمه شریعتی ص۵۰

۱۰- تقوی  نعمت الله جامعه شناسی ، انتشارات پیام نور، فروردین

۱۱- سوره طه،  آیه ۱۳۲

۱۲-نهج البلاغه ، نامه ۳۱ ، فراز ۱۲ ، ۱۱ ‌

۱۳- جمالى  مریم، عوامل مؤثر در جذب دانش آموزان به نماز؛ جوان (سال هشتم شماره ۲۲۶۴ )

۱۴- روحى عزیزى مهتاب , روحى عزیزى مریم؛ تأثیر نماز بر سلامت جسمى ـ روانى نسل جوان

۱۵- موسوى سید غفور , شیخ سجادیه حسین , رحیمى  حجت الله , فرهمند محمد ، ابراهیمى امرالله , یعقوبى محمد،  نماز و پیشگیری و درمان اختلال افسردگى اساسى،

۱۶- ، رادفر شکوفه، عروجى زهرا ، بررسى نقش نماز در میزان شیوع اضطراب در دختران دانش آموز

( منبع  ۱۴،۱۵،۱۶ : پسندیده عباس چکیده مقالات همایش بین المللى نقش دین در بهداشت روان، فروردین سال ۱۳۸۰؛ اولین همایش بین المللى نقش دین در بهداشت روان به همت دفتر مطالعات اسلامى در بهداشتِ روان انستیتو روان پزشکى تهران).

۱۷- فرهادیان رضا ،عوامل آموزش و گرایش نوجوانان و جوانان به نماز، ص۷

۱۸- معزالدین سعید، درسنامه نماز و نیایش به نقل از وسائل الشیعه: ج ۲۱، ص ۴۸۰ ، ش ۲۷۶۴۲٫

۱۹-  معزالدین سعید، درسنامه نماز و نیایش به نقل از بحارالانوار: ج ۱۰۴، ص ۹۵٫

۲۰- همان

۲۱-  معزالدین سعید، درسنامه نماز و نیایش به نقل از غرر الحکم: ج ۱، ص ۴۳۰٫

۲۲- معزالدین سعید، درسنامه نماز و نیایش به نقل از نهج البلاغه ، نامه ۳۱

۲۳- حسینی‏ نیا اقبال ،

 



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *