نشست آستانه و رویکردها

نشست آستانه و رویکردها ؛ رویکردهای مطلوب ایران در آستانه

جهاد رضا

 

            می توان گفت نشست آستانه جدی ترین مذاکرات بحران سوریه تا به حال است، از آن جهت که طرفین سوری درگیری و همچنین حامیان خارجی آنها به طور جدی حضور پیدا کرده اند؛ اما حقیقتا کسی انتظار آن را ندارد که توافق مشخصی برای یافتن راه حل سیاسی حاصل شود و حتی به عقیده بنده، حصول یک اشتراک نظر کلی هم در مورد راه حل سیاسی در این نشست دور از واقع است.

            چند روز پیش معاون نخست وزیر ترکیه به طور رسمی اعلام کرد اصرار بر حذف بشار اسد دیگر با واقعیات میدان جور در نمی آید و کار واقع بینانه ای نیست و نمی توان بیش از این بر آن اصرار کرد. این در حالی است که معارضین و خصوصا معارضین مسلح، دائما بر همین شرط تأکید دارند و به نظر می رسد قبول حضور بشار اسد آخرین امتیازی باشد که آنها خواهند داد. در حالی که برای دولت سوریه و ایران و در حال حاضر روسیه، این مسأله جزو شروط غیر قابل تغییر است.

            به همین دلیل به نظر می رسد قبل از کار بر روی یک راه حل سیاسی، طرفین بر موارد دیگری تمرکز کنند. محمد علوش مسؤول تیم مذاکرات مسلحین هم گفته هدف اول ما ادامه آتش بس و تضمین اجرای صحیح آن است. مسلحین به ادامه درگیری ها در وادی بردی و غوطه شرقی دمشق معترض هستند. در حالی که ارتش سوریه از وادی بردی نخواهد گذشت، چرا که منبع اصلی آب شرب دمشق در این منطقه قرار دارد و مسلحین جریان آن را قطع کرده اند و طبیعتا این وضعیت برای دولت سوریه قابل تحمل نیست و تا به حال ۶ مرتبه پیشنهاد صلح و رفع مشکل آب شرب عین فیجه را داده اند که هر بار توسط عناصر النصره به شکست انجامیده.

 

رویکردهای مطلوب ایران در آستانه

            با توجه به رویکردها و اولویت های طرف های مقابل، ایران می تواند در چند زمینه به طور فعالانه وارد شده و نقش آفرین باشد.

رویکردهایی که می تواند با طرف های دیگر و حتی مسلحین دارای نقاط مشترک باشد.

            ۱- حل مساله مناطق محاصره شده سوریه از جمله فوعه کفریا

۲- ادامه آتش بس

            حقیقت آن است که دو روستای شیعه نشین فوعه و کفریا به مانند یک گروگان و تله استراتژیک علیه ایران استفاده می شود. ترکیه، قطر و عربستان در برهه های مختلف چنین کرده اند که شرح آن فرصت دیگری می طلبد و البته مردم فوعه کفریا هم چشم انتظار غیر از ایران نیستند و اساسا همین تشیع و نزدیکی آنها به ایران است که موجب شده متحمل چنین حملات و محاصره بی رحمانه ای شوند.

            در طرف مقابل هم مناطق مضایا و زبدانی در محاصره نیروهای ارتش سوریه و متحدانش قرار دارد اما هدف آنها از محاصره، جلوگیری از کشتار جمعی مردم فوعه و در دست داشتن برگه ای برای نجات مردم فوعه کفریاست. بنابراین با خروج مردم فوعه کفریا شاهد حل مساله مضایا و زبدانی هم خواهیم بود.

            حل مسأله فوعه کفریا و در مقابل مضایا و زبدانی پیش از هر چیز مسأله انسانی است و حل اینها موجب کاهش رنج بخشی از مردم سوریه خواهد شد. بنابراین کسی نباید از طرح و پافشاری بر این مساله شرم داشته باشد.

از طرف دیگر حل مساله فوعه کفریا به وسیله خروج متقابل مضایا و زبدانی می تواند یکی از موانع آتش بس بلندمدت را رفع کند و شاید دیگر اولویتی برای حمله به سمت ادلب وجود نداشته باشد و همچنین موجب آزاد شدن بخش عمده ای از نیروهای ارتش سوریه و متحدانش خواهد شد تا بتوانند به سمت مناطق داعش پیشروی کنند.

            در قالب تاکید بر رسیدگی به مناطق محاصره شده سوریه، شهر دیرالزور هم می تواند مورد تأکید قرار بگیرد که مهمترین نیروی مبارزه با داعش در دیرالزور ارتش سوریه و متحدانش می باشند و همچنین در قالب مساله مبارزه با تروریسم داعش که مورد توافق همه طرف هاست، می توان بر نقش ارتش سوریه در این مبارزه تأکید شود.

به این ترتیب می توان با حصول آتش بس پایدار و حل مساله فوعه کفریا، با نیروی بیشتر و با تمرکز بیشتر به سمت مناطق داعش حرکت کرد و نقشه های خطرناک امریکا برای منطقه به خصوص در شرق و شمال سوریه را متوقف کرد.

http://asrdiplomacy.ir/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b7%d9%84/



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *